بهروان در زمانه ای که خواندن مجله به دست فراموشی سپرده شده است، تولد یافت. دو ماهنامه ای روانشناختی با نگاهِ بین رشته ای که تلاش برای حرف های تازه و نو داشته و دارد. بهروان در هر شماره به یک موضوع می پردازد و آن را در حوزه های مختلف با عینک روانشناسانه می نِگرد. بهروان تلاش دارد گاه با زبانِ روایت از نمونه های قبلی روانشناسی خود فاصله گیرد و به یک مفهوم جدید تلنگر بزند تا به مذاق مخاطب خوش بیاید و شاید به تأمل وا داردش. بهروان در دورانی که محتوای روانشناسی به وفور، پراکنده و سطحی بود، مایه ی روانشناختی و واقع بینانه را که مطابق بر آموزه های اصیل است، به مخاطب ارائه می دهد. بهروان تلاش کرده دستِ نویسندگانش را برای فکرهای نو و حرف های تازه باز بگذارد تا خلاقیت بیش از پیش در صفحه ها و بخش ها و شماره های خود را نشان دهد. بهروان، هنوز چهار دست و پا راه می رود. هنوز قوام نیافته و آروزهای بزرگ تر در سر دارد. بهروان از سینما تا سیاست، از ورزش تا ادبیات، از فلسفه تا زیست شناسی، از معماری تا علوم شناختی و از زبان شناسی تا اقتصاد در هر شماره حرف می زند و می کوشد حوزه های گفته شده را به روانشناسی پیوند بزند. یک پیوندِ معنادار، بین رشته ای و خدا را چه دیدیم شاید فرخنده.
تا به حال بهروان در هشت شماره با موضوعات ذهن، هوش، اوتیسم، شادی، عشق، مدرسه، دانشگاه و آینده انتشار یافته است. بهروان را شاید بشود در این جمله از شعر نیما خلاصه کرد:
«آن گُل زودرس چو چشم گشود به لَبِ رودخانه تنها بود»
دکمه بازگشت به بالا